ما ز اقلیمی پاک که بهشتش مینامند
به چنین رهگذری آمده ایم
گذری "دنیا" نام
که از اسمش پیداست
سایه ی پستی هاست . . .
ما ز اقلیمی پاک که بهشتش مینامند
به چنین رهگذری آمده ایم
گذری "دنیا" نام
که از اسمش پیداست
سایه ی پستی هاست . . .
چرا باید دلتنگ آغوشت باشم؟
میخواهم تو دلتنگ آغوشم باشی!
میخواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشمدر دورترین نقطه
... ... دقت کن!!!
رسیدن به من آسان نیست
اگر همتش را نداری
آسیبی به درخت نزن
به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش...شــــایـَــد بایـَــد بـِـگـویـَــمــــ
تــا بــــِـدانـــــے
ســـــیـنـدِرِلاےِ تــُــــو
هــَــمـاטּ دُخـــتــَـرَکــــے اَســــتـــ
کــــﮧ گـاهـــے خــَـسـتـــﮧ مــےشـَـود
اَز شُـــســتــَــטּ زَمـــیــטּ هــــاے ذِهــــنَــــشــــ
اَز نامـِــــهـرَبـانــــے هـــــــاے تـــــُــو...!

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،
شیطان دچار درد شدید در سر می شود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ،
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند؟؟؟؟
فریب شیطان را نخور!!!!!
پس این حق را دارید که این پست رو کپی کنید
به امید اینکه همه در پناه قران باشیم...!!!
عاشق روبوسي بچه ها هستم كه بسنده نمي كنند به تماس بلاتكليف پوست صورت ها.
عاشق صورت هاي كوچك و پُر مهرشان هستم كه روي صورت هاي بزرگ و بي حس و حال ما كج و معوج مي كنند تا لب هايشان به لُپ هاي ما برسد و بوسه شان را بدهند حتماً،يكي،دو تا،سه تا كه گاهي سومي اش روي هوا مي ماند و به مقصد نمي رسد...روبوسي شان خيلي روبوسي ست...
![]()
من دیوانه نیستم
من فقط یه جور خاص
که دیگران نمیتوانند
تو را دوست دارم

تو میروی و من دلم خوش است
به کسی که یک بار آمد
و آمدنش فصلی بود قشنگتر از بهار
و رفتنش فصلی غمناکتر از پاییز
و چه زجرآور است دنیایی که خدایش ریاضی نداند
و ماههای پاییزش چندین برار بهار باشد
دارد هوای چشم تو هی سرد می شود
انگار می روی...نرو...برگرد...می شود؟
پاییز می رسد!وَ فقط برگها که نه
وقتی که نیستی تنه ام زرد می شود
وقتی سیاه ِ موی تو در کوچه می دود
مردی به افتخار تو شبگرد می شود
من هرچه هم بگویم و تو هرچه بشنوی
آخر برای هر دوی ما درد می شود
امشب قلم رسالت غم می کشد به دوش
امشب قلم برای خودش مرد می شود
بردار شعرهای مرا تن کن و برو
آنجا که می روی سـَ سـَ سر سرد می شود
مهربانم
کاش می دانستی، من سکوتم حرف است،
حرف هایم حرف است،
خنده هایم، خنده هایم حرف است.
کاش می دانستی،
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.
کاش می دانستی، کاش می فهمیدی،
کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند،
یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند.
من کمی زودتر از خیلی دیر،
مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد.
تو نترس، سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد.
کاش می دانستی،
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت،
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست.
تازه خواهی فهمید، مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست

خداوندا! 
ای پناهگاه تبعیدیان! گریزگاه گریزندگان! مأمن پناهندگان! مأوای سالکان!
ای امید محرومان و رانده شدگان! ای منجی به هلاک افتادگان و پای در گل ماندگان!
ای نگاهدارنده بینوایان! ای چراغ در راه ماندگان! و ای شنوای ناله فریاد در گلو ماندگان!
ای دست گیرنده دست از جان شستگان! ای سر فرا آورنده از تنها و آخرین در امید بیچارگان!
ای گنج مخفی مستمندان! ای یکتای دو تا شدگان! ای بند زننده کاسه دل در خود شکستگان! ای مرهم زخم خوردگان! ای پناهگاه جداشدگان ! ای پشتیبان مستضعفان! ای پناه وحشت زدگان!
ای فریاد رس اندوهگینان! ای قلعه آوارگان!
خدای من !سزای کوبنده در نگشادن نیست و سزای پناهنده، راه ندادن، نه.جزای آنکه پای آبله و درد آلوده تا قله عز تو بالا آمده است، به دره سوق دادن نیست.
مره مبینی که شرو با صفایم؟
بچه محله ی امام رضایم..
هورا ا ا ا امشب میدونین چه خبره؟؟؟؟؟
نه دیگه اشتباه گفتین امشب خبری نیس...
فردا شب تولد بچه محلمونه.....
اگه گفتین کیه؟؟؟
خب دیگه تابلو بود تولد تاج سرمونه....
تولد اقامونه..تولد ابرومونه ه ه ه ه....
خدایا شکرت که مارو همجوار اقا قرار دادی...
تولد اقامون مبارک...
دِل ِ تــ ــو هیــچـكــُـدام رآ نمــی خــواهَــد ....