يكي از مراجعه كننده هامون تو اداره ميگه تا زن نگيري عقل نداري

بهش ميگم فيش رو كم ريختي ... ميگه پسرم نوشتش .. تازه زن گرفته ... حواس نداره

آخر ما نفهميديم زن گرفتن خوبه يا بده ؟

لباسامون رو اطو ميكنيم بريم مهماني ... زنگ ميزنن ميگن ميخاي بياي ؟ په نه لباس اطو كرديم بشينيم خودمون رو نگاه كنيم ... فك و فاميله ما داريم ؟؟؟

همكارمون دخترش عروسي ميكنه ... ولي نميره ... ميگم چرا نرفتي ؟ ميگه نگهبان خونه بودم

همكاره ما داريم ؟؟؟؟

يه همكار داريم از قوميتي كه معروفن به خسيسي ... اداره شكلات بهمون ميده ... شكلات خودش رو قايم ميكنه و به ما ميگه شكلاتت رو باز كن بخوريم  ... همكاره ما داريم ؟؟؟

يكي از بچه ها فاميل پيام ميده ميگم ببخشيد شمارت رو ندارم شما ؟ ميگه شماره منو بايد اول ميزدي تو موبايلت ... ما هم گفتيم اول شماره زنمون ... بعد پدر زن و مادرزنمون ... بعد فك و فاميل زنمون .. بعد فك و فاميل خودمون ... ميگه تو هم ديگه گند زدي به همه چي !!!

دل نوشت: در دلم چاهي كنده ام ...چاه را پر از سنگ كرده ام كه...ديوانه اي آمد سنگ ها را در آورد...