عشق جاودان
نميدانم چه شد؟!
همه چيز ساده شروع شد بي آنكه بخواهيم
محبتت رخنه كرد ، جايگاهش را خودش پيدا كرد
روزها گذشت و اينك عاشق شديم
همديگر را دوست داريم بي اندازه
شيرين و فرهاد، خسرو و شيرين ... من و تو
شايد اگر من و تو به چشم باشيم عشقي آتشين تر از اسطوره هاي تاريخ داشته باشيم ولي افسوس...
افسوس كه كسي خبر ندارد جز خدا ، من و تو
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 14:38 توسط مرتضی
|