نميدانم چه شد؟!

 همه چيز ساده شروع شد بي آنكه بخواهيم

محبتت رخنه كرد ، جايگاهش را خودش پيدا كرد

روزها گذشت و اينك عاشق شديم

همديگر را دوست داريم بي اندازه

شيرين و فرهاد، خسرو و شيرين ... من و تو

شايد اگر من و تو به چشم باشيم عشقي آتشين تر از اسطوره هاي تاريخ داشته باشيم ولي افسوس...

افسوس كه كسي خبر ندارد جز خدا ، من و تو